تبليغاتX
ایران باستان
پیام مدیران وبلاگ
                                            

 پیام مدیران وبلاگ

 

 

کاربر محترم لطفا قبل از خروج از سایت نظر دهید

 

2 نوشته شده در  جمعه 19 فروردین1390ساعت 8:26 بعد از ظهر  توسط محمدرضارستگار ومحمدرضا لسان  | 

يكي براي همه همه براي يكي
اين پست موقتي مي باشد در اين پست به نظر كاكش.كورش كبيرو فلاني اسم آخري رو نميگم چون نظر خصوصي داده خودش شهامت آزادانه حرف زدن نداشته ماهم مجبوريم از مظلومان دفاع كنيم.

از طرفي يكي براي همه ي ما يه نظرخصوصي نوشته بود منم تك نفره واسه همه ميگم:

فلاني :ادب حكم ميكنه وقتي نظر خصوص ميزني شيوه اي براي گرفتن جوابت ارائه بدي به هرحال. من هيچ كجا سوگند نامه امضا نكردم كه قراره اين وبلاگ رو هر هفته به روز كنم نوشتن مطلب با اين كيفيت در زمينه ي تاريخي اعتقادي و سياسي الكي كه نيست كه هر چي به ذهنت رسيد بنويسي به تحقيق نياز داره مثل وبلاگ هاي ديگه هم نيست كه بتوني روزي ده بار به روزش كني پس بيخودي تكلم نفرماييد خدايا توبه براي مسلماني چون شما بعيد است كه هرروز به پناهگاه شياطين سر بزنيد برو برو تا دير نشده استغفار كن.

كاكش:حرف لكسوس ماله كتاب حقيقت خلقتشه اين كتاب درزمينه ي اسلام وبدليل سياسي بودن تو ايران غيرقانونيه.

كورش كبير:قبلا هم گفتم براي تكريم خود از تخريب اسم بزرگان استفاده نكنيد.

ايمان بي عمل به چه ماند به زنبور بي عسل و يكي از اصلي ترين مصداق هاي انجام فرامين اسلام درسياسته.

من تاسف مي خورم براي كوته نگراني كه باديدن يك اسم غربي گمان مي برند كه آن شخص بايد بي دين كثيف و... باشد توماس لكسوس (كه خدايش اورابيامرزد) مسلمان بوده اند از كلامش پيداست كه مي خواسته اهميت غيرت را بيان كند نه اين كه ايراني را ذليل بخواند.

دوست من در قوانين طهارت هم لقمه از دهان سگ خوردن اشكال شرعي دارد.

نوشته مذكور دم از وحدت ميزند وهمه را برابر و برادر مي خواند و به روشني بيان مي كند ايراني يك فكر و عقيده است نه انسان هاي محدود به يك مرز بهتر است هنگام خواندن يك مطلب خودرا بي طرف قرار دهيد وبيهوده تصميم گيري نكنيد.

اگربا تندي با كسي برخورد شده عذر خواهي ميكنم  اگرچه گاهي تندي لازم است ارادتمند شما:

mabi mabl

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 16 خرداد1390ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط محمدرضارستگار ومحمدرضا لسان  | 

من حسرت ايراني بودن دارم!

من حسرت ايراني بودن دارم

امروز مثلا روز ملي خليج فارس است حتما ماهم بايد خوش حال باشيم كه اين جا چقدر به معيار هاي ايراني بها ميدهند ولي غافل از اين كه اين مسئله بيشتر سياسي است تا اين كه جنبه ي تاريخي داشته باشد تنها چيزي كه تخريبش دور از باور مي نمايد عيد باستاني نوروز است كه اگر شخص پيامبر آن را نمي ستود ديگر نوروز هم نداشتيم براي آن كه نداي حسرت سر دهيم بايد اول بدانيم ايراني كيست پس متن را با اين سؤال شروع مي كنم:

ايران چيست ايراني كيست؟

از بچه گي به ما آموختند كه اين گربه كه در نقشه ميبينيد كشور ماست از همان وقت ها نقشه را هر طور مي گرفتم گربه اي نمي يافتم نميدانم شايد حسرت شيري را مي خوردم كه نااهلان گربه اش كردند اگرچه اين گربه ي پر آوازه تار سيبيلش مي ارزد به آن شيري كه قاجار از آن دم مي زد.

و اما ايراني از مشخصه هاي مرد ايراني غيرتش است آن طور كه توماس لكسوس در آخرين كتاب خود مي نويسد:(در هر كجاي دنيا ايراني را به غيرتش مي شناسند اگر غيرت را از ايراني جدا كني از سگ هاي حار آمريكايي ها هم حارتر مي شود) حجاب و زن ايراني هم با هم درآميخته اند ايرانيان از بدو زرتشت و هزاران سال قبل از اسلام حجاب داشتند پس گمان نكنم بي حجاب را بتوان ايراني خواند حجاب و غيرت از آموزه هاي مهم اسلامند كه موشكافي كه كني ساير آموزه هارا هم  كم و بيش خواهي يافت پس به حق ايرانيان سال ها قبل ازآن كه اسلام بيايد مسلمان بودند! روشنفكران ايراني دريافته بودند كه دين هاي سابق جوابگوي نياز زمانه نيست و به دنبال دين جاويدان و كاملي گشتند كه درخور فهم والاي ايراني باشد وپس از تحقيق اسلام را يافتند ديني كه انگار براي ايران ساخته شده بود پس اگر فردي به دروغ گفت قومي اسلام را به ايران آوردند از سر مردانگي و وطن پرستي قفارا از او دريغ نكني بد نيست.

به زبان ما هم كه سخن نگويي حتي اگر در اين محدوده ي گربه شكل متولد نشده باشي باز هم مي تواني ايراني باشي حتي اگر از نوادگان كوروش كبير هم نباشي همين كه شناسنامه ي فهمت مهر ايراني بخورد از مايي و يا شايد ما از تو!

تفاوت ايراني با ديگران اين است كه نه به محل تولد شناخته مي شود نه به لهجه و گويش همين هاست كه فداكاري را ميان ايرانيان باب كرده ممكن است سال ها با باور ايراني بودن زيسته اي ولي تنها مرجع رسمي شناخت ايراني از پندارنيك گفتارنيك و رفتارنيك اوست.

حالا اگر كوروش هم از صفحه ها محو گردد  باز هم مي شود ايراني را شناخت اينجاست كه نداي حسرت تنت را مي لرزاند و مي گويي كاش من ايراني بوده باشم آري من حسرت ايراني بودن دارم و همواره آرزوي ايراني بودن دارم اگرچه هرچه مي نگرم هنوز خيلي مانده تا يك ايراني اصيل بشوم.

 

نويسنده:sultan

2 نوشته شده در  شنبه 10 اردیبهشت1390ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط محمدرضارستگار ومحمدرضا لسان  | 

سلام كارو

به نام خدا

جواب سلام واجبه پس سلام!

سلام كافر

سلام محطاط خط الفقر

صدام داري و يا گوشت به حرف هايي از جنس نيرنگ و دروغ پر مي باشد

ختاب من تويي حالا

تويي كه دوست داري مي و گرسو بنگ

تويي كه خواب ميبيني خدايي و خداييست لنگ

نه از تو شكوه اي دارم

نه ناراحت كه خودرا خالقم داني

و خب دانم كه هيچي نيستي اي احمق

اگر چشم پسر بر مادرش همواره مي لغزد

و يا بدو تولد پدر با شخص عالي گرم ميگيرد

ز بيديني و بي ايماني مي باشد

اگر آن مردك فاسد و آن دختر هرزه دين داشتند

اگر يك بار قرآن را مي خواندند

چنين كاري نمي كردند

تو گفتي كه چرا مردي براي كسب قرص نان يك روز مي جنگد

و شخص ديگري در پول ميرقصد

پسر جانم اگر آن كس كه پول دارد بپردازد همه خمس و زكاتش را

دگر فردا گدا در جامعه ديده نخواهد شد

و مشكل اين نبود حالا

د مشكل از همين مستيست كه فكر كردي كسي هستي و اظهار نظر آغاز فرمايي

تو گفتي جامعه زشتست و دلسوزي براي آن

 هزاران شعر ها گفتي چه ها كردي براي آن

اگر دلسوز مي بودي براي رفع مشكل ها به پا مي كردي اسباب طلوع دين اسلام را

كه اين كاررا نكردي تو چون اين كارم نه تنها در پيش مقام وشهرت نيست و بلكه شخص بايدخودش را از ميل هايش بر حزر دارد

وليكن مطرب فاسد هميشه در كنار ساده لوحان جايگه دارد

و تو گفتي و تو خواندي كه چشمانش بگريند بر سرود تو

ومن امروز مي گريم براي اخر كارت.

توجه:متن بالا به زبان گفتاري نوشته شده.اين متن را توماس لكسوس به زبان انگليسي وسپس فارسي نوشته است.

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1 اردیبهشت1390ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط محمدرضارستگار ومحمدرضا لسان  | 

وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش
 

جرالدین دخترم، از تو دورم، ولی یک لحظه تصویر تو از دیدگانم دور نمی شود. اما تو کجایی؟


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه 31 فروردین1390ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط محمدرضارستگار ومحمدرضا لسان  | 

زیاده روی بعضی ها
سلام این پست رو برای یکی از کاربران وبلاگ گذاشتم که داره خودشو گمراه میکنه

حضرت محمد(ص) نامه ای به خسرو پرویز(پادشاه ساسانی) نوشت که اول نامه نوشته بود "به نام خداوند بخشنده ومهربان" خسرو پرویز با دیدن این نوشته عصبانی شد و گفت که چرا اول نامه ننوشته اند "به نام شاه شاهان خسرو پرویز" و نامه پیامبر را پاره کرد این خبر به گوش حضرت محمد(ص) رسید و ایشان فرمود:"روزی ایران به دست مسلمانان فتح خواهد شد" در زمان "عمر" خلیفه دوم اعراب به ایران به خاطر جاه طلبی عمر حمله میکنند و به اعراب وعده هایی از قبیل بردن غنائم جنگی وتسخیر زنانی که شوهران آنها در همان جنگ کشته شده بودند داده شده بود

اما اسلام کامل ترین دین است و دلیل نمیشود که چون اعراب ایران را فتح کردند دیگر برای اسلام ارزشی قلئل نشویم و احترام امامان را از بین ببریم

کوروش، داریوش،فریدون،کاوه آهنگر،سیاوش،رستم،سهراب و ................................................... افراد خیلی بزرگی بودند اما نه به بزرگی حضرت علی که در قلعه خیبر را با یک دست بلند کرد و .

درسته که مسئولین ما به تاریخ بعد از اسلام اهمیت بیشتری میدهند ولی ما هم نباید زیاده روی کنیم واز دینمان غافل شویم

مشکل ما این است که بیشتر از اینکه در سینمای ما به فیلمهایی مانند حضرت سلیمان و حضرت یوسف و مختار و... بیشتر اهمیت داده میشود تا کوروش و...

در پست های بعدی مشکلات کتاب اوستا را هم مینویسم

یا علی

2 نوشته شده در  یکشنبه 28 فروردین1390ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط محمدرضارستگار ومحمدرضا لسان  | 

سكوت شب

سكوت شب مرا ياد تهي دستاني مي اندازد كه در دور دست ها اندر پي زباله هاي مايند كه اين خود دو راه دارد يا زباله هايمان را شاهانه كنيم يا خمس و زكات بپردازيم كه گويي دومي راحت تر و عملي تر است.

سكوت شب مرا ياد مادري مي اندازد كه در تاريكي شب خود فروشي ميكند تا شكم فرزندان يتيمش را سير كند مگر اوكمك خدا را فراموش كرده است مگر شعار نان و گل سرخ غربي ها را از ياد برده است فرزند بي آبرو غذا به چه كارش مي آيد!

 قبول دارم كه كار او از هر نظر گناهي نا بخشودني است ولي اگر ما خمس و زكاتمان را پرداخته بوديم اين گونه نميشد همه چيز از خود ما شروع ميشود كه ناخواسته با كم اهميت شمردن برخي از قوانين اسلام ايران را به سمتي كشيده ايم كه رو به نابوديست و عقلمان كه نمي رسد كفرنامه مينويسيم كه چرا خدا با ما اين كار را ميكند كارو ها هم همين ها را ديدند عقلشان نرسيد و كفرنامه ي كارو را نوشتند و...

توجه: در آينده جوابي كه توماس لكسوس به صورت شعر نوي پارسي به كفر نامه ي كارو داده است را نمايش خواهيم داد.

 

نويسنده: sultan

2 نوشته شده در  یکشنبه 21 فروردین1390ساعت 1:16 قبل از ظهر  توسط محمدرضارستگار ومحمدرضا لسان  | 

حاشيه

حاشيه:

من معمولا اهل حاشيه نيستم ولي با اتفاقاتي كه اينجا افتاد مجبور شدم اين حاشيه رو بنويسم اول اينكه بنا به دلايلي اسمم رو نميگم و بهتر من رو با همون لقب sultan بشناسيد دوم اينكه مطلب يك فروردين كه با عنوان به نام اهورا مزدا بود رو من زدم كه اونجا از لقب mabi mabl (لسان)استفاده كردم چون تا اون موقع هنوز براي خودم لقبي انتخاب نكرده بودم و اين sultan هم همينطوري به ذهنم رسيد از اين به بعد من رو با نامsultan محمدرضا لسان رو با نامmabi mabl و محمدرضا رستگارو با نام devil بشناسيد در ضمن فعاليت هاي من از فعاليت هاي اونا جداست هر مطلبي كه با هم نوشته بودند زيرش اسم نويسنده ذكر نميشه و اگرم جدا نوشته بودن زيرش اسم مينويسند.

 

 

نويسنده:sultan

2 نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط محمدرضارستگار ومحمدرضا لسان  | 

نظر آزاد
به نظر شما پادشاهان ایران در زمان باستان چگونه و با چه وسایلی مسافت های طولانی را می پیمودند و به کشورگشایی می پرداختند؟

در بخش نظرات نظر خود را بنویسید

2 نوشته شده در  شنبه 6 فروردین1390ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط محمدرضارستگار ومحمدرضا لسان  | 

اسکندر مقدونی وایران
اسکندر مقدونی وایران

در این پست میخوام نظر شما رو در مورد اسکندر مقدونی عوض کنم همه شما فکر میکنید که اسکندر بخاطر اینکه پرسپولیس را به آتش کشید یک فرد خونخوار و در سطح مغولها بود اما ......

در کشور ما چون مختار و یوسف پیامبر از کوروش و داریوش و .... مهم ترند ساعت 10 از شبکه یک پخش می شوند تا ما اسطوره های کشور خود  را فراموش کنیم

اگر این پست را خواندید نظر دهید تا من بدانم که هنوز همه تاریخ 2500 ساله ایران را فراموش نکرده اند

داریوش کبیر که روحش شاد و یادش گرامی باد 25 کشور را زیر سلطه ایرانیان آورد که یونان جزو آن نبود داریوش در وصیت نامه اش به پسرش خشایار گفت که مردم کشورهای زیر سلطه ایران به نیکی رفتار کنند خشایار پس از مرگ پدرش به یونان لشکر کشید و با کشتی های جنگی یونان را در هم کوبید در آن زمان بین ایران و یونان دریا بود خشایار شاه با استفاده از کشتی ها که کنار هم قرار داد یک پل محکم درست کرد که تمام سربازان و ابزارهای جنگی از روی آن رد شدند.

خشایارشاه در یک اقدام غیر ایرانی به دلیل اینکه یونانیان داریوش کبیر را در جنگ ماراتن  کشتند آتن را به آتش کشید و فوراً از این کار پشیمان شد و دستور داد که آتن را از نو بنا کنند اما یونانیان خشمگین خشایار شاه را شکست دادند و از یونان راندند

خشایار پس از این جنگ پرسپولیس را کامل کرد و سپس شهر ممفیس را از دست یونانیان آزاد کرد و بعد دار فانی را وداع گفت

اسکندر مقدونی عاشق تاریخ ایران بود و کوروش و داریوش را می ستایید او یونان را فتح کرد و با استفاده از سربازان یونانی و کشورهای اروپایی دیگر به ایران لشکر کشید و داریوش سوم را شکست داد

اسکندر دستور داد که هیچ یک از سربازان صدمه ای به پرسپولیس وارد نکنند و به دزدی و غارت نپدازند اما چگونه می شد جلوی این همه سرباز را بگیرد واین نکته مهم است که:

به دستور اسکندر پرسپولیس را آتش نزدند بلکه خود سربازان این کار را کردند

اسکندر عاملان قتل داریوش سوم  و به آتش کشیدن پرسپولیس را در میدان شهر شیراز آتش زد و اعدام کرد او معتقد بود که فقط شاه باید شاه را شکست دهد و برای داریوش سوم مقبره بزرگی درست کرد

پس اسکندر مقدونی فرد بدی نبوده اگر هم بد بوده از عُمر که به نام دین شیراز را آتش زد یا چنگیزخان که به بهانه انتقام از چهار کاروان دار بی نام و نشان به ایران حمله کرد یا پادشاهان قاجار و معاصر که بدتر نبوده

در کشور ما چون مختار و یوسف پیامبر از کوروش و داریوش و .... مهم ترند ساعت 10 از شبکه یک پخش می شوند تا ما اسطوره های کشور خود  را فراموش کنیم  

نویسنده:محمدرضا رستگار

2 نوشته شده در  شنبه 6 فروردین1390ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط محمدرضارستگار ومحمدرضا لسان  |